الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
319
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
لذا در پايان آيه به همين نكته اشاره كرده مىفرمايد : « كسى كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند گرفتار گمراهى آشكارى شده است » ( * ( وَمَنْ يَعْصِ اللَّه وَرَسُولَه فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً ) * ) . راه سعادت گم مىكند و به بيراهه و بدبختى كشيده مىشود ، چرا كه فرمان خداوند عالم ، مهربان و فرستاده او را كه ضامن خير و سعادت او است ناديده گرفته و چه ضلالتى از اين آشكارتر ؟ ! سپس به داستان معروف « زيد » و همسرش « زينب » كه يكى از مسائل حساس زندگانى پيامبر گرامى اسلام ص است و ارتباط با مساله همسران پيامبر ص كه در آيات پيشين گذشت دارد پرداخته چنين مىگويد : « به خاطر بياور زمانى را كه به كسى كه خداوند به او نعمت داده بود ، و تو نيز به او نعمت بخشيده بودى مىگفتى همسرت را نگاهدار » و از خدا بپرهيز ( * ( وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّه عَلَيْه وَأَنْعَمْتَ عَلَيْه أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّه ) * ) . منظور از نعمت خداوند همان نعمت هدايت و ايمان است كه نصيب « زيد بن حارثه » كرده بود ، و نعمت پيامبر ص اين بود كه وى را آزاد كرد و همچون فرزند خويش گراميش داشت . از اين آيه استفاده مىشود كه ميان زيد و زينب ، مشاجره اى در گرفته بود و اين مشاجره ادامه يافت و در آستانه جدايى و طلاق قرار گرفت ، و با توجه به جمله « تقول » كه فعل مضارع است پيامبر ص كرارا و مستمرا او را نصيحت مىكرد و از جدايى و طلاق باز مىداشت . آيا اين مشاجره به خاطر عدم توافق وضع اجتماعى زينب با زيد بود كه او از يك قبيله سرشناس و اين يك برده آزاد شده بود ؟ يا به خاطر پاره اى از خشونتهاى اخلاقى زيد ؟